در همایش فصلی انجمن ادبی سروه از دو شاعر پیشکسوت کرد تجلیل شد.

2010.jpg

در همایش فصلی انجمن ادبی سروه
از دو شاعر پیشکسوت کرد تجلیل شد.

این سالها ادبیات کردی در جغرافیای کهن کرمانشاه نفسهای مانا می کشد، نفسهایی که بوی بهار و سرسبزی دارد. در این میان برپایی کنگره ها، جشنواره و همایش های ادبی در این حیطه نقش بسزایی در به بار نشستن و تحول این پروسه دارد.
عصر روز دوشنبه دوم اسفند ماه، شهرستان اسلام آباد غرب شاهد برگزاری نشستی پربار بود که درآن مخاطبان فرهنگ دوست آن دیار از دنیای شعر و ادب دو شاعر نام آشنا و پیشکسوت بهره ها گرفتند. ساعت چهار بعد از ظهر در حالی از راه رسید که میزبانان ( انجمن ادبی سروه) با شگفتی شاهد حضور چشمگیر مردمی در سالن غدیر بودند که مشتاقانه از ساعتی قبل برای حضور در همایش کردی آمده بودند. این نشست که با تلاوتی آیاتی از کلام الله مجید آغاز گشت. با حضور شاعران هم دیاری آقایان پرویز بنفشی و کرمرضا کرمی شوری دیگر گونه یافته بود.
در روزی که جشن میلاد پیامبر اسلام بر پیشنانی خویش داشت مجری برنامه، فرهاد جهان بیگی با کلامی گرم  نشست ادبی را آغاز کرد. پس از اعلام برنامه رئیس اداره ارشاد اسلامی اسلام آباد برای خیر مقدم به پشت تریبون رفت و سپس جلیل آهنگرنژاد به توفیقات ادبیات معاصر کردی در گویش جنوبی آن پرداخت و گفت: که دهه ی آینده دهه ی درخشش این ادبیات در میان گویش های مختلف کردی خواهد بود.
مخاطبان برنامه پس از این سخنان به گفتگویی صمیمی گوش سپردند که مجری برنامه دریک سوی و آقایان پرویز بنفشی و کرمرضا کرمی در سوی دیگر قرار داشتند. گفتگویی که سرشار از ناگفته هایی گاه شیرین بود. حکایت سالهای پشت سر از زبان این دو شاعر برای همه می توانست شنیدنی باشد، که بود. پس از آن پرویز بنفشی به پشت تریبون رفت تا مخاطبان برای حدود نیم ساعت به اشعار دل انگیزش دل بسپارند . شعرهایی که در آن دنیای رنگارنگ شاعر جلوه ای دیگر گون داشت. صدای موثر شاعر و ابیات دل انگیزش دست به دست هم داده بودند تا مخاطبان از آن لحظات لذتی وافر ببرند. پس از شعر خوانی بنفشی نوبت به آوای دل ربای موسیقی رسید. فرزاد حسینی هنرمند توانای اسلام آبادی با صدای ماندگارش دوست داران فرهنگ و هنر این سامان را با دو شعر زیبای کردی دل خوش کرد در این میان نوازندگی هنرمند جوان اسلام آبادی مجتبی کریمی نیز قابل تحسین بود.

4010.jpg
کرم رضا کرمی شاعر طنزهای زیبای کردی به عنوان دومین و آخرین شاعر به پشت تریبون خوانده شد تا شیرینی کلامش را همگان نظاره گر باشند. در اوائل شعر خوانی این شاعر، یکی از مخاطبان که از شاعران بنام استان نیز می باشد به روی سن آمد تا با کلامی عاطفی و اهدای شاخه گلی ارادات خویش و اهالی شهر اسلام آباد را به کرم رضا کرمی برساند که به شدت مورد تشویق حاضران واقع شد. شاعر اسلام آبادی که ابتدا با اشعاری در وصف پیامبر گرامی اسلام شعر خوانیش را آغاز کرده بود و صدای محزونش سکوتی تامل برانگیز را در سالن ایجاد کرده بود به ناگاه از نهفته های دل ربای طنزش شعری خواند. شعری که اکثر بیت هایش مخاطبان را به وجد آورد . شعری با موضوع بازنشتگی .
پس از آن همچنان مردم مشتاق، شنونده ی اشعار دیگر کرمی بودند و این شعر خوانی نیز دقایقش به نیم ساعت کشید تا همگان با دنیای شعر دو شاعر توانمند و پیشکسوت شعر کردی در دیار کرماشان بیشتر آشنا شوند. از نکات قابل توجه که در این همایش به چشم می خورد،  همراهی مخاطبان مشتاق با شاعران بود به گونه ای که هر شعری را می شنیدند با تشویق های ممتدد شاعران را وجد می آورند. در پایان مراسم ،  گردانندگان انجمن ادبی سروه و مدیریت فرهنگ و ارشاد اسلام آباد با اهدای لوح سپاس و هدایایی از این دو شاعر ارجمند تجلیل کردند.

/ 9 نظر / 49 بازدید
3

بضاعت به دوست هرچه بگویم ز درد خویش کم است خجل به دست من از شرح ماجرا قلم است روامداربسوزم در آتش دل خویش که شعلعه ای که به جانم افتاده از ستم است زمانه می گذزد نیکی و بدی بر جاست وفاکن آنچه توانی که عمر یک دودم است به عهد بسته وفاکن ، وفا ترا زیبد که بر صحیفه ی هستی جلی ترین رقم است هر آن کسی که نیآزرد خاطری به جهان یقین به روز حسابش نه وحشت و نه غم است کنم نثارقدم های آن کسی سر خویش که شور خدمتش به سر به هر قدم است نماند حشمت دارا و مکنت قارون نه جلوه ای که در افسانه ها ز جام جم است به بذل مال توانگر فقیر را دریاب که شهره حاتم طایی به گیتی از کرم است چو دولتت رود از کف به سرکشی افتد همان سری که به تعظیم مقدم تو خم است مرا ز گنج معانی بضاعتی ست " خدیو " کز آن نه فخر به دینار و تکیه بر درم است

3-2

ساز شکسته ووقتی شکست تار تو ، تار دلم شکست راه هزار قصه مرا بر زبان ببست تار تو بود نفس گرم روزگار یا ناله ای که سر نشده در گلو شکست در سوگ این عزیز بگرییم دوستان شاید به گریه بندغم از دل توان گسست با قطره های اشک بشوییم ژاله سان گرد غمی گران که به رخسار ما نشست از جمع ما رقیب ترا برگرفت و برد ساز ترا شکست ودل ما به قهر خست شعر " خدیو " همره ساز تو جلوه داشت آن لحظه های خوب چرا زود شد ز دست

عبدالعلی میرزانیا

هم قبیله سلام سپاستان می گویم که پای در اه بهروزی فرهنگ فولکلور ایران عزیز نهاده ائید ، چون نزدیکی های بسیاری بین زبان کردی و لکی وجود دارد واین دو از دیرینه ها و با اصالت های ایران هستند دعوتید به وبلاگم که چراغیست افروخته در باب ادبیات فولکلور لکی

شیته گیان

وێبلاگ ێکی جوان تان هه‌یه‌منیش وبلاگێکم له‌ زه‌مینه‌ی ئه‌ده‌بیاتی کوردی دا هه‌یه‌ من لینکه‌که‌تان نه ئه‌ نم ئێوه‌ش ئه‌گه‌ر ویستان دای بنن

شیته گیان

وێبلاگ ێکی جوان تان هه‌یه‌ منیش وبلاگێکم له‌ زه‌مینه‌ی ئه‌ده‌بیاتی کوردی دا هه‌یه‌ من لینکه‌که‌تان نه که‌ نم ئێوه‌ش ئه‌گه‌ر ویستان لینک ه‌که‌م دابنن

وحید رکاب

سلام عزیز مهربان سال 90 بر شما خجسته باد. برایت بهترین ها رو آرزو دارم. خوش باشی و سربلند . بدرود[گل]

وحید رکاب

با عرض سلام و درود خدمت دوست عزیز و مهربانم ... سال 90 قول دادم که بهتون عیدی بدم , حالا وقتشه بیاین به وبلاگ من و عیدیتونو بگیرید.... [تایید] آپ آپ[تایید] و منتظر قدم رنجتونم ... راستی نظر یادتون نره [خداحافظ]

سه یوان ئیلامی

زمانم کوردی زمانم شیرینه ئازیز تکاێه سه ردانم ده که ی؟؟ له ریگای زمان ناسینی کوردی به به شی شه شه مێن له ڕێزمانی کوردی ئاپم به هیوای کاتێک و ساتێک خوه ش بو ئێوه سه ێوان ئیلامی پاڕاستنی زمان پاڕاستنی نه ته وه یه له بیر چوونی زمان له بیر چوونی نه ته وه یه سوپاس [گل][قلب][گل]

یونس حسه ینی

زان " گۆڤارێکی ئه‌ده‌بییه‌ ،هه‌وڵ ئه‌دا به‌رهه‌می شاعیران و نووسه‌رانی نوێخواز و شێلگیر بڵاو بکاته‌وه‌ . ناردنی به‌رهه‌م و هاوکاریتان مایه‌ی شانازیمانه‌.تکایه‌ ئه‌و به‌رهه‌مانی بۆمان ده‌نێرن به‌ فۆنتی یۆنی کورد بن و به‌ڕێی که‌ن بۆ ئه‌م ناونیشانه‌.govarzaan@yahoo.com