مینی بوسی که از شهر برگشته است !


یادداشتی بر مجموعه شعر کردی ((گرمه شین))اثر علی الفتی 
هنرمند آمده تا دنیا را روایت کند . روایتی گاه تلخ و گاه شیرین . و شاعر در این میان ، راوی دردها و رنج ها ی بزر گ بشریست . گویی ما مشرقی ها ، ایرانی ها ، کردها بیش از هر چیز خمیر مایه ی روحمان را با اندوههای بزرگ سرشته اند . شاید همان تغبیر عارفانه ی» نیستان ازل « را به شکلی ناخود آگاه و جدی تر از همه ی اقوام و ملل پذیرفته ایم . شاید واژه ها ی زخمی درطول تاریخ  بیشتر  با این فرهنگ خو گرفته اند . کوهها ، صخره ها ، بلوط ها ، چشمه ها و پریان خیالی شان نیز همخون این رنج های بزرگند .
از همین روست که هر گاه اثر یا مجموعه آثاری از شاعران کرد می بینیم ، نا خود آگاه و پیش از گشایش دیباچه های آنان ، خود را با نگاهی همراه می کنیم که با این پروسه ی ازلی ابدی احساس خویشاوندی می کند . شگفتا که ما از همان ابتدا مجموعه ای پارادوکسیکال از اندو ه و شادمانی بوده ایم .
این افراط و تفریط را در رنگ لباس و ... در فرهنگ کردی می توان به وضوح دید . اندوهمان دراوج است وهر گاه با طبل شادی نیز همنوا می شویم به اوج می رسیم و این خاص نگاه حسی یک هنرمند در چارچوب قومی است که کمتر تن به شکست چار چوبها داده است .
شک نمی کنیم که هر گاه با این نگاه حسی جهان اطراف را می نگریم ، زلال ترین تصاویر از دنیایمان را به قضاوت دیگران سپرده ایم وهرکه در این فضای ویژه قرار بگیرد ، ناخود آگاه تسلیم دنیایی فرا عقل می گردد .
گویی در پیشا تاریخ نشسته ایم و حکایت خطی عریانه های انسانی را می شنویم که امروزه عقل معاش اندیش از بیان آن سر باز می زند .
در دنیای ادبیات کردی بیش از هر چیز ممکن ، همراه این گونه نگاه حسی هستیم . شاعر با صمیمی ترین بیان درپی افشای خویش است . افشای خویشتن خویشی که می تواند تعمیمی جدی بیابد بر همه ی انسانهای دور وبر ما ، همه ی انسانهایی که بی اجازه ی جیب هایشان عاشق می شوند و بدور از نگاه پاسبانها خودرا به اولین  پاسگاه و جدان معرفی می کنند .
گرمه شین نیز محصول چنین نگاهی است . اگر چه شاعرش با رویکردی کاملاً متفاوت با دنیای شعر فارسی مانوس است ، اما دراین جا انگار می خواهد به اصل و تبار و ریشه و لحظات حسی گذشته ی خویش و نیاکانش برگردد . این شاعر در همان بدو ورود به گرمه شین متفاوت می شود با » راخ « ، » هوای هرات « ، » بلوک هفت! « و آنچه را که به کارهای هنری اش در قلمرو زبان رسمی فارسی مربوط است .این امر شاید محصول رجعتی عمیق به خویش است . خویشی که با حس نو ستالوژیک همخون جدی و غیرقابل انکاری دارد .
انگار مینی بوسی از شهر پس از طی مسافت های بسیار و گذر از دنیای مدرن و نیز کوهها و صخره ها و بیابانها مسافری را پیاده می کند با چمدانی سنگین و حسی سر شار که به شوق دیدن دیار قدیمی اش دریچه های قلبش را گشوده است و از » درو چ های « آبادی خیال خوب کودکی و نوجوانی برایش دست تکان می دهند و پریانی پا برهنه به دیدارش می آیند وکودکی سمج با یک جفت کفش لاستیکی و سر و رویی گرد گرفته به دنبال درب چوبینی می رود که از مادری » مزیانی « بگیرد . اما روایت انگار می خواهد بر مدار » تلخ« بگردد و » یاس «...
 ا زهمان ابتدا نه ماه و نه ستاره! شوقی برای جلوه گری ندارند . شب با مسافرش هر دو را ویان اندوه می شوند :
 » دلی نیه هلایدن مانگ و هساره ئمشه و «
 آرزوی باران ، صدای گرمه شین را غلیظ می کند .دنیای گرمه شین لبریز از درد های کوچک و بزرگ است . دردهایی که با عینک دودی یک مسافر از شهر برگشته دیده نمی شود . بلکه با نگاهی ژرف در ذهن شاعر روایت می شوند : درد ی اجتماعی که این سالها زخمه بر زخم عمیق مان می زند :
» یه بو کز گیس کیه ؟ ئاگر چیه له مال کی ؟
حه یفه خودا ئاگر بچو له زولف و هیورده خال کی ؟ «
 گرمه شین ، ص 11
بسامد واژه  ها یی همچون : شه و  و متفرعات آن ، و فر ، ئاسمان ، ئاگر ، پایز ، سه رده وا و متفرعات آن ، سیه ، په ژاره ، مه رگ  و متفرعات آن و ... همگی مخاطب را به پیشواز دنیای شاعری می برند که در آن گلی نمی شکوفد ، بهاری پایا نمی آید ولی از گل زخمهای روح شاعری خبر می دهد که حد اقل در چار چو ب این پنجره ی چوبی دنیا یش فقط یک فصل دارد و آنهم خزان است .
عنوان مجموعه نیز مخاطب را بی هیچ کنکاشی تسلیم حزنی ناخواسته می کند . شیون زنی که انگار از پی سالیان تاریخ و صخره های جغرافیای زاگرس برخاسته و بر پیشانی این مجموعه حضوری محسوس دارد با نام مجموعه ابزارهای این تسلیم اولیه و خلع سلاح ذهنی مخاطب است .
درلابلای هر ورقی انگار زنی منتظر است که از عمق جانش » شین « کند و اگر بر گونه های مخاطب حساس این مجموعه گل اشکی بیشیند قابل پیش بینی است . اگر چه به قول » شلکوفسکی « در این متن از بند شلوار عبارات مراقبتی نمی شود (  والبته این نکته را باید از  جسارت شاعر دانست ) اما بیان گیرای این آثار مخاطب را قانع می کند که به وزن و حواشی دیگر گیر ندهد و لب لباب کلام و نگاه شاعرانه را بگیرد .
از دیگر نمودهای هنرمند انه ی شاعر گرمه شین حافظه ی تاریخی اوست در چار چوب ایل و تباری که از جنس صخره و بلوط زاگرس اند . بعلاوه باید گرمه شین را از حیث اصالت و اژگانی به عنوان سندی مبرهن بر ادب مانای کردی جنوبی دانست . واژه هایی که در این مجموعه جان دوباره یافته اند فراوانند و همین اشعار تضمین کننده ی بقای این واژه ها هستند . بی شک باید به پاس این حرکت کلاه از سر بر آورد و به او احترام کرد ارزش این امر را زبان شناسان بیش از هر کسی دیگر درک خواهند کرد .

جلیل آهنگرنژاد

/ 7 نظر / 102 بازدید
پور مردانی

کار زیبایی است اما کمی جانبدارانه است . الفتی شاعر خوبیه اما نه در این حد

عارف نادری - قوروه

جنوب، شرق کردستان، اقلیمی همیشه کردستانی مناطق جنوبی شرق کردستان براساس ساختار جمعیتی، جغرافیایی، لهجه‎ای، معادن زیرزمینی، یک اقلیم بسیار مهم و سوق‎الجیشی کردستان است. از سوی دیگر منطقه‎ی جنوب، استان‎های کرمانشاه، ایلام، لرستان، مناطق کردنشین همدان و حتی بخشهایی از شهرستانهای قروه و بیجار را نیز دربر می‎گیرد. همچنین از نظر جمعیتی، حداقل 60% کردهای شرق کردستان در آنجا ساکن هستند که لهجه (کلهری، لری، لکی)، آیین (یارسان) و مذهب ....

ماکوان

منم کلی از این کتاب لذت بردم. چاپ کتاب هم بسیار زیبا است!

rewar

کاک جه‌لیل شه‌ۆارد ۆه‌ خه‌ێر؛ له‌ چله‌ چ خه‌ۆه‌ر؟! منیش هه‌ر ئێۆاران نیشم ئیووشم خوه‌زیمه‌و ئه‌و ڕووژه‌یلگ (پار پێرار) چیم له‌ تیه‌نی قه‌ورسان ئاو بردیم، فه‌قه‌ت ئڕه‌ێ چای و ئڕه‌ێ ناو شیشه‌ قلیانگه‌، له‌وه‌ولا چیمن ۆه‌ دیار خۆارێ زه‌رده‌ماره‌و پشت دایمن له‌ گرده‌ڵه‌و نیشتیمه‌ قلیان کیشان له‌وه‌ولا تا سه‌ر کان چیمن ئێکه‌ هاتیمنه‌و تا وه‌ ده‌رۆه‌ن زه‌ردا بایمنه‌و خۆار. سه‌ر بره‌که‌و دی گه‌په‌ لێ مه‌ێه‌ ۆه‌ختێ که‌فێده‌و هیوورم تمام گیانم ته‌زێد. ۆه‌لی کاکه‌ جه‌لیل یه‌ میزان 119 ڕووژه‌ ۆه‌ چله‌ ناتمه‌. منیش هامه‌ ته‌ێران جوو ئێ هه‌مگه‌ جۆان به‌دبه‌خت کۆرده‌گ له‌ ئێره‌ له‌پسا گیان که‌نن. ڕاسی م ئێ کتاو گه‌رمه‌ شیني هێما نه‌یمه‌، نیه‌زانم له‌ گیه‌ڵان هه‌س؟ بیووشمه‌ مناڵه‌یل ئڕام ۆه‌لا بارن.

چای تلخ

سال تازه مبارك! دومين مجموعه‌شعر پژمان الماسي‌نيا منتشر شد: عاشقانه‌هاي برف به اسم كوچك http://ryra.blogfa.com