نگاهی به آثار ابوالقاسم لاهوتی

شعر هجایی یکی از مهمترین قالب های شعر کُردی است که از قرون اول و دوم هجری تا اکنون در بین شاعران کُردی گوی به ویژه در گویش کلهری رایج بوده و هست. طبیعت این نوع وزن با طبیعت زبان کُردی در این حوزه سازگاری ویژه ای داشته و دارد.

» سابقه ی این نوع وزن به زبان های ایرانی میانه و باستان ، یعنی زبان های پهلوی ، پارتی و اوستایی برمی گردد که زبان کُردی امروز ، مانند سایر زبان های ایرانی ، دنباله و ادامه ی آنها محسوب می شود. تمام ادبیات منظوم فولکلور کُردی که خود دریایی بی پایان است ، وزن هجایی دارد. « (1)

در میان تمامی گویش ها در جغرافیای کُرد بیش از هر چیز شعر هجایی به حوزه ی

کُردی جنوبی مربوط است. از سویی نگاه

دین مدارانه ی یارسانی و آثار منظوم آنها و از سویی دیگر آثار منظوم حماسی ، تغزلی و دینی کُردی جنوبی تا چند دهه ی پیش از این ، تماماً در حوزه ی شعر هجایی قرار گرفته اند . قالب

عمده ی این نوع شعر هجایی ، مثنوی و سپس غزل بوده است. در این سالها نیز شاعران متبحری در قالب مثنوی های هجایی طبع آزمایی می کنند و آثار ارزشمندی را به مخاطبان این گویش و زبان کُردی ارائه

می نمایند.

شعر هجایی عموماً در یک وزن خاص بیشتر از اوزان دیگر به کار گرفته می شود که هر بیت آن از چهار »پنج هجایی« ساخته

می شود و مهم نیست که هجاها کوتاه ، بلند یا کشیده باشند :

ـ  ـ  ـ  ـ  ـ / ـ  ـ  ـ  ـ  ـ /

ـ  ـ  ـ  ـ  ـ / ـ  ـ  ـ  ـ  ـ /

وزن عروضی معروفی که در شعر بتواند تنها از حیث تعداد هجاها با این نوع شعر در فارسی برابری کند و رایج باشد ، مستفعلن فع / مستفعلن فع در هر مصراع است که

در آثار حافظ و دیگر شاعران فارسی رواج دارد :

چندان که گفتم / غم با طبیبان

درمان نکردند / مسکین غریبان

یا :

عیشم به کام است /  از لعل دلخواه

کارم به کام است /  الحمدلله

ابوالقاسم لاهوتی که خود کُرد کرمانشاهی است و با چشمه سار زلال شعر کُردی آشنایی گرم و تمامی داشته است به گونه ای جدی با  این قالب شعری آشنایی بوده و خود آثاری نیز به کُردی و در همین قالب سروده است که نمونه ی آن در دیوان او قابل تأمل و توجه است . وی در جواب سلیمان خان امین زنگنه ، موسی نارنجی شعری دارد که از نگاه مذهبی کاملاً سرشار است و آشنایی وی را با احادیث و آیات به وضوح به مخاطبانش می رساند و نیز اشاره ی صریح او به »کلام« در چندین بیت نیز برای اهالی ادب مشهود و قابل تأمل است :

نطق و کلامن

افتخار شخص نطق و کلامن

کلام ودیعه ی حیّ علامَن

شیوه ی خاصانن نه بهر عامن

کلام ودیعه ی جان آفرینن

کلام الهام روح الامنین

نه هر کلامی نغز و صواون

کلام بی حکمت ، ضایه و خراون

کلام خواص غیر له عوامن

عوام کی قابل نطق و کلامن

مردم عوام ، ضرب المثلن

معنای کالانعام بل هم اضلن

کلام اسنان باید متین بو

عاقل پسند بو حکمت قرین بو

پیغمبر که تاج لولاکش بردن

و کلام اثبات نوبت کردن

و کلام موسی نه فرعون پیش بی

و خلق بیگانه و خدای خویش بی

کلام بی باعث ایجاد بشر

کلام بی معجز پاک پیغمبر

نبی وات من فخر مکم و کلام

کلام الملوک ، ملوک الکلام

خلق کلام کرد چون حی سبحان

ئی منصب خاص دا و سلیمان

رسم ثانیه اسمش بی پیدا

تنزل الاسماء و من السّما

هاوار همسران هم دیوانه بیم

دیوانه ی کلام ئی فرزانه بیم

له نو چون طوطی نطقم خاموش بی

شکر فشانی ویم فراموش بی

یه کلام نین سحر حلالن

چشمه ی تسنیمن آو زلالن

ماشاله ژی نطق سلیمانیه

لی آقاییه لی سلطانیه

لی دُر افشانی لی خوش کلامی

سعدی ثانی ، ثانی نظامی

عیب نین که بی بیابان نشین

نه فخر له مکان و من المکین

ژوبونه صحرا کردن و یانه

تا بزانون گنج هاله ویرانه

لاهوتی بس که دُر افشانیه

مدح و منقبت سلیمانیه (2)

رویکرد لاهوتی شاعر آواره و مبارز که سالها خانه بدوشی را تجربه کرده و از مکاتب مختلف ادبی اطلاع کافی داشته و در کنار نظامی گری و جنگ و گریز های پی در پی با تئوری های زمان خود آشنایی داشته ، به شعر هجایی آن هم شعری که به زبان مادری اوست ، او را بعدها کمک می کند تا با نگاهی تازه تر سنت شعر عروضی فارسی را بشکند و با الهام از شعر کُردی ، شعرهایی هجایی در زبان فارسی بسراید که خود اعراض و اعتراضی به شعر سنتی عروضی فارسی محسوب می شود . جالب تر آن است که در بین سه شعری که با نگاهی نوگرایانه سروده است ، شعر سرود دهقان دارای وزن هجایی است : (3)

من فرزند یک / دهقانی بودم

در قشلاق ها / ی تاجیکستان

یک زمین داشتیم/ آن را می کاشتیم

نان می خوردیم / از محصول آن ...

یادم می آید / گرسنه بودیم

پیراهنی هم / در بر نداشتیم

بجز چشم تر / بجز درد سر

ما هیچ چیز / دیگر نداشتیم ...(3)

دکتر شفیعی کدکنی درباره ی اهمیت شعر هجایی لاهوتی و شخصیت تأثیرگذارش

می گوید : » یکی از شعرایی که باید در این عرصه مورد توجه قرار گیرد ، لاهوتی است که در شعرهایی همچون : وفا به عهد ، سنگر خونین و ... خیلی قبل از عصر رضاخانی شعرهایی در اوزان هجایی گفته . به هر حال کارهای مهمی انجام داده و قدم های چشمگیری در راه تحول محتوا و شکل شعر برداشته است که هم از نظر زبان شعر و هم از لحاظ معانی و مضامینی که وارد شعر کرده قابل بررسی است . "« (4)

 ورود شعر هجایی در ادب فارسی در عصر مشروطه  به عنوان یکی از مهمترین گریزگاه ها برای رهایی از اوزان تنگ و دشوار شعر فارسی بود ، چرا که شاعر تا می خواست از پس این اوزان سنگین برآید ، حرف دلش از یادش می رفت و این گریزگاه زمانی حاصل شد که شاعری از آبشخوری دلپسند به نام شعر کُردی بهره می یافت تا این گرانمایه راه دلپذیر را بر  وادی شعر و ادب فارسی بگشاید. لاهوتی از این شیوه در بسیاری از اشعار دیگرش نیز بهره می برد. به این شعر توجه کنید :

فقیری خری / پیر و تنبل داشت

که پا از زمین / با زور بر می داشت

هر سحر بقا / ل سر گذر

می خندید و دش /  نام می داد به خر

چه گر شده است/  دمش را بینید

پوزش را بینید/  سمش را بینید

اگر پف کنی / کارش تمام است

جو که هیچ خار هم / به او حرام است

پیری پرثروت / شنید که آن خر

ارزان است و آ / رام و بی خطر

نه می جهد و / نه عر می کشد

نه از راه به بی /  راهه می جهد

این صفت های / آن را پسندید

خر را برای / سواری خرید

بنهاد از مخمل  / به پشت وی زین

رکاب سیمین کرد/  لگامش زرین

بقال خر را با / آن جلال که دید

با مدح و تعریف /  به پشتش دوید

گفت ای چشم بد / از روی تو دور

جلوه را بینید / جوانی و زور

مرکب این چنین / در دنیا کم است

این خر که خر نیست / رخش رستم است

صاحب پیشین / خر از قبال

این را که شنید / گفت ای بی کمال

نمی دانم کور/  شده ای یا مست

پالانش نو شد / خر همان خر است(5 )

اگرچه نوگرایی در ادبیات و به ویژه شعر یک امر جهانشمول به حساب می آید و سرچشمه های شعر نو فارسی را ابتدا باید خارج از مرزهای ایران به جستجو نشست ، اما نوع و گونه ی استفاده از این روح نوگرایی با ابزارهای ویژه به دست آمده ه یکی از آنها را می توان الگوگیری از شعرهجایی کُردی دانست که به دست شاعر توانمند سده ی حاضر ابوالقاسم لاهوتی شکل گرفته است.

پانویس :

1- پرهیزی ، عبدالخالق ، وزن شعر کُردی ، انتشارات زمان ، 1387 ، ص 108

2-لاهوتی ، ابوالقاسم ، گزیده ی دیوان اشعار لاهوتی ، به کوشش غلامحسین امیری ، انتشارات کرمانشاه ، 1386 ، ص 195

3-لنگرودی ، شمس ، تاریخ تحلیلی شعر نو ، نشرمرکز ، 1378 ، ج اول ، صص75-74

4-شفیعی کدکنی ، محمدرضا ، ادوار شعر فارسی از مشروطیت تا سقوط سلطنت ، انتشارات آگاه ، 1378 ، صص 58-57

5-لاهوتی ، ابوالقاسم ، گزیده ی دیوان اشعار لاهوتی ، به کوشش غلامحسین امیری ، انتشارات کرمانشاه ، 1386 ، ص 148

/ 10 نظر / 201 بازدید
الون

سلام وه میه نی نه ود هه میشه کاره یل قه شنگدان خوه نم

حامد شبابی

سلام استاد روژ وه خه یر حالدان چیونه دلم اراد بیوه سه یه ی زره راسی لینک اراد دامه سه ر سه ری به ی لیمان نظرد ارام بیله جی ئی گلیشه پیش که ش وه پید[گل]

rewar

سه لام شه ود وه خه یر ئاهه نگه ر نژاد بازی وه خته یل تا چه وم که فیده پشتکارو په یگیریه یل تنوو باقی که سه یلیگ هانه ده ور ته حقیقو به ررسی و ئاوه دانی زوان کوردی دلم گه رمه و بودو ژشتم راسه و که م ئیوشم منیش تیوه نم قسیه یگ ئره ی وه تن داشتوم. ئاخه ی ئاهه نگه ر نژاد بیوچگد ره حیمی نژادم قه بله ن زه حمت کیشایودو سه ری دایود له وبلاگگه م. پا وه بان چه وم نایود. م خوه م دانشجو رشته ی زبانشناسیم یه ی موده تیگه له بان دسگای فعل زوان کوردی لهجه ی که لهوری کار که م. وه تم ئه گه ر ئراد امکان داشتود شاید بتیوه نم له ریو کومک و راهنمایید حساو بکه م. البته نیه توام ده سگای فعل ئی زوانه وه شکل ده ستوره یل سونتی کار بکه م. توام وه ریو نظریه یل زبانشناسی به ره سی و ته وسیفی بکه یم. ئه گه ر ئراد ممکون بیو خه ورم بکه. ده سد نه رزید. شه وارد وه خه یر.

عه تا

سلام تا امشب به خیال اینکه دور دنیای مجازی را قرمز کشیدی بعد از مراجعات مکرر به وبلاگ متروکه قبلیت از یافتنت مایوس بودم چه شب خوبی بود امشب وخدا خیر دهد این اقای حامد شبابی را که از لینکدانیش شما و عزیز دیگری را پیدا کردم دستت را میفشارم

عارف نادری - قوروه

كاك جه‌لیل خۆشه‌ویست ئه‌مجار له‌ دووره‌وه‌ ماندوونه‌بوونت پێی‌ ده‌ڵێم تۆ كه‌ هه‌میشه‌ له‌ وڵات وشكساڵ و بێ‌ باران و مه‌لویچك كوژا ، شیعره‌كانت مزگینیده‌ر باران و شكان قه‌فه‌س بیه‌ كرماشان به‌ بوون ئیوه‌یه‌ل ،كوردستانی‌تر له‌ جارانه‌ ئێوه‌و هاوڕێیان ئێوه‌ ، مه‌وداكانتان له‌ نێوان كه‌لهورو سۆران لابرد و دیواره‌ درۆینه‌كانتان رووخان ئێوه‌ په‌یامێكن كه‌ كرماشان هه‌میشه‌ كوردستانه‌[گل]

حامد شه بابی

سڵام کاکه‌ گیان رووژد وه‌ خه‌ێر ماڵپه‌ره‌گه‌م نووه‌و کردمه‌ چه‌وه‌ڕێ گه‌په‌یل ڕه‌نگیندم سه‌رێ به‌ێ له‌لیم پێشکه‌ش وهه ت [گل]

rewar

سڵام، شه‌وارد ۆه‌ خه‌ێر ئاخه‌ێ ئاهه‌نگه‌ر نژاد. ده‌سد ده‌ر نه‌که‌ێد، زه‌حمه‌ت کیشایده‌ سه‌ر دایده‌سه‌ لیمان، سه‌ونزمانه‌ۆ کردیده‌. له‌وه‌ ئه‌و یه‌گ بان قابڵ زانسیده‌و لینکم کردیده‌، ئڕه‌ێ م ئه‌رزش فره‌ێگ دێرێد. کاک جه‌لیل م ئه‌ۆه‌ڵ باریگ ۆه‌ل شێر کۆ‌ردیا ئاشناۆا بیوم زه‌مانێگ بیو گ ئڕه‌ێ ئه‌ۆه‌ڵین بار کتاو نه‌رمه‌ۆاران ڕه‌سیه‌ ده‌سم. هیچ ۆه‌خت ئه‌و ڕووژه‌ له‌ هیورم نیه‌چوود. له‌و ڕووژا ۆه‌ێ نه‌تیجه‌ ڕه‌سیم گ حافز فه‌قه‌ت له‌ ناو فارسی نه‌ه‌. هه‌میوشه‌ سه‌ر به‌ له‌ لیمان، ۆه‌لی فه‌قه‌ت تاریف مه‌که‌، ئه‌ێبه‌یل کاریش بیون، بیوش تا ئیمه‌یش یه‌ێ ڕووژ جوو نه‌رمه‌ ۆاران بتیوه‌نیم شێر بیوشیم.

هاوار

سلاو ئه رای ئیوه ی نازارو زامه تکیش ئاره زوو دیریم وه ئی رییه که هه نگاوه یلیگ له لی هه ل گرتینه سه ربه رز بووین سه ردان ئیمه یش بکه ین جار جاریگ. تامه زرووی دیداردانیم. hawar1382.blogfa.com[خداحافظ]