نرمه واران

شعر کردی کلهری (کرماشانی )‌ و مطالبی در باره ادبیات کردی


 


نگاهی به دو مجموعه شعر کردی« خفتانیگ له ره نگ »  و « په ژاره » آثار و بهروز ابراهیمی صید محمد پرور

یکی از مهمترین مسائلی که همواره مورد توجه ادیبان، زبان شناسان و اهالی فرهنگ قرار گرفته است، آفرینش متن های شایسته ای است که در هر زبانی تولید می شود. این سالها در جغرافیای زبانی کردی جنوبی به ویژه کلهری اتفاقاتی مثبت و قابل توجه می افتد. هر از گاه شاهد چاپ اثر یا آثاری از یک نویسنده ی جوان در گوشه و کنار این جغرافیای زبانی هستیم. شاید ضرورت تولیدات ادبی در میان گویشهای کردی حوزه ی کرمانشاه  و ایلام برای این آفرینشگران تلاشگر قدری جا افتاده که این گونه با وسواس و گاه هول  و هراس و شوق به مطبعه‌ای رجوع می کنند و مجموعه ای از آثار خود را به چاپ می رسانند.
 این روزها و این سالها دیگر در گستره ی این ادبیات وفرهنگ تنها به چند نام بسنده نمی کنیم. آنها که جریان سیال تحرک و پویایی در گویشهای حوزه ی کرمانشاه را شاهد و ناظرند ، دیگر تنها دو نام قابل احترام پرتو وشامی  برای شعر کردی به ذهنشان نمی آید. اکنون بسیارند آفرینشگرانی که با ذهن و زبانی تازه گام در وادی شعر کردی کرماشانی نهاده اند.
باید باور کرد که جریان پویای شعر کردی از دهه ی هفتاد به بعد سیری روشن و قابل توجه دارد.نامها هر لحظه تازه و تازه تر می شوند .کتابها هر لحظه بیشتر و بیشتر می شوند و توجه اهالی فرهنگ و ادبیات نیز خیره کننده تر از دیروز است. ذهنهای امروزین شاعر را برمدار ذهنیت محدود ایلی نمی شناسند و شاعران پا به پای زمان گامهای تازه تری بر می دارند.باید سرافرازانه به خاطر این تحولات مثبت گفت که : چراغ شعر کلهری برای همیشه روشن باد .
شاید برای آنها که خود شاعراند و با کتاب و مجموعه شعر و چاپ و نشر آشنا هستند، این همه تحول و تازگی در نگاه اول قدری غیر قابل باور باشد. البته تعدد و فراوانی آثار همیشه دال بر احسن بودن آثار نیست اما اگر حتی هم آثار تا حدودی هم نازل باشند، می توانند فاکتورهایی قابل پذیرش برای زبان شناسان باشند. چرا که در صورت خالی بودن کلمات از بار ابداع و آفرینشگری می توان این نکته را دست کم قابل تامل دانست که این آثار نازل می توانند حافظ یک یا چند واژه ی در خطر نسیان باشند.
چندی پیش با فاصله ی زمانی کمی دو مجموعه شعر کردی در حوزه ی ادبیات کلهر به زیور چاپ آراسته شدند. شاعران این دو مجموعه ، بهروز ابراهیمی و صید محمد پرور هر کدام دراین کتابها در پی ترسیم فضاهایی شاعرانه اند. اما هر کدام با اثر انگشت و ذهنیت خویش دنیای ذهنیشان را نقاشی می کنند.
«خفتانیگ له ره نگ» مجموعه شعر بهروزابراهیمی است و صید محمد پرور غمها و حسرتهایش را در کتابی با نام « پژاره» منتشر کرده است.
مهمترین مولفه ی ذهنی هر دو شاعر در این مجموعه ها طبیعت و در راس آنها صورتگری‌هایی زیبا از دو فصل شیوای بهار و زیبای پاییز است و بیشتیرین بسامد لفظی را واژه هایی در برگرفته اند که بر مدار بهار و پاییز می چرخند . نیک می دانیم که هر شاعری برای شهره شدن در عالم دل انگیز ادبیات باید از پارامترهای متعددی بهره گیرد. این که شاعری تنها و تنها به چاپ اثریا آثاری بپردازد و در جمعی محدود دل مویه ها و شاعرانه هایش را بخواند، و از خیل خیره کننده ی رسانه ها غافل بماند، نه خود می تواند نامی در خور در میان جامعه ی فرهنگی داشته باشد و نه آثارش آنقدر می توانند با  فرهنگ دوستان دست دوستی بدهند این نکته، در ادبیات کردی کرماشانی یک اصل است چرا که مردم این سامان با آثار مکتوب ارتباط موفقی نگرفته اند و مهمترین دلیل آن هم دشواری رسم الخط هاست . اینجاست که یکی دو تن از شاعران هم دیاری با بهره گیری از رسانه های تصویری آثارشان را با ظرافت و سادگی و شیوایی به مخاطب داده اند.

خوب است در این جا یادی از هنرمند توانای گیلانغربی، غلامحسین پروه کرده باشیم که بدون شک سهمی ویژه در آشنایی فرهنگ دوستان با آثار شاعر نام آشنای هم دیاری سعید عبادتیان داشته است. البته عبادتیان، خود علاوه بر توان شاعرانگی از توان خاصی در دکلمه ی اشعارش برخوردار است که تاثیر گذاریش را بیشتر می کند. پس نتیجه می گیریم که باید از تمام پتانسیل های رسانه ای برای ایجاد پل ارتباطی بین شاعر و مخاطب بهره گرفت .کاری که صید محمد پرور در آن موفق نبوده است و بهروز ابراهیمی نیز در این ارتباط رسانه ای کاری کوچک و ناکافی انجام داده است.
اولین توقف گاه ذهنی مخاطب برای هر کتابی نام آن کتاب و اولین ایستگاه بصری مخاطب طرح جلدی است که بر آن کتاب نقش بسته است. نام این دو کتاب برای مخاطب عادی وآنها که به شکلی ویژه به هنر می نگرند، هیچ تکانه ی ذهنی بایسته ای ایجاد نمی کند .اگر چه پژاره به خاطر حس نزدیک و هجای کمترش می تواند ماندگاری ذهنی بیشتری ایجاد کند اما بار مفهومی اش بسیاری از مخاطبان را می رماند. چرا که ذهنها ودلها کمتر تمایل دارند کتابی را که عنوان غم و اندوه بر پیشانی داشته باشد، تورق کنند. چه برسد به خواندن آن. اما بار مفهومی کتاب بهروز ابراهیمی قدری زنده تر است اگر چه طرح جلد ناشیانه و ضعیف این کتاب حرمت شاعرانگی های این شاعر خوب گیلانغربی را زیر سئوال برده است. نام و طرح جلد دو دروازه اند که در صورت احسن بودن می توانند در توفیق کتاب بسیار موثر باشند. امیدواریم که این دو شاعر ارجمند در کتابهای بعدی این نکات را رعایت نمایند.
قالب غالب این دو مجموعه ، مثنوی هجایی است. قالبی که به گونه ای اثر انگشت شعر کردی دیار کرمانشاه و ایلام محسوب می شود. بهروز ابراهیمی تجربه ی دیگری جز  وزن هجایی در مجموعه اش ندارد ولی صید محمد پرور بخشی از کتابش را به اشعار غیر هجایی اختصاص داده است. نکته ای که قدری قابل تامل به نظر می رسد و آن اینکه وزن و دشواریهای عروض عربی و فارسی روح شاعرانگی را از این اشعار( تا حدودی) گرفته است. کافی است که از این دریچه شعرهای هجایی و عروضی اش را با هم قیاسی مختصر کنیم، آنجاست که می بینیم پرور در اشعار هجایی اش از  شاعرانگی قابل اعتمادی برخوردار است:
شه و هات و له رووژ هه لچان نز پای
 ده یشت بو وه دیده و چه و سویه رمی  کیشای
نکته ای که در اشعار صید محمد پرور می تواند شاخص باشد، تصویرگریهای هنرمندانه ی او از طبیعت است. تصویرگریهایی که با نخ نامرئی  و گاه مرئی روایت به شکلی شیوا به هم بافته شده اند. شعرهای چه‌و نوور، خوه ش ئه‌نام  ،وه‌رزیر  و ... از نمونه های موفق مجموعه ی پژاره هستند و در این اشعار ابیاتی  وجود دارد که چون از اندیشه ای قوی و شاعرانه برخوردار نیستند و آسمان ذهنی این اشعار کوچک و کوتاهند، مجموعه را میان فراز و فرودهایی گاه تلخ قرار داده است. این نکته را در کتاب بهروز ابراهیمی نیز می توانیم ببینیم. ابراهیمی در این مجموعه گاه آنقدر زیبا تصویرگری می کند که می توان او را به عنوان شاعری توانا شناخت و گاه مثلا دریچه ی ذهنی اش را وقتی به یاد بچگی هایش باز می کند،‌ قدرت شاعرانگی و اندیشه های شاعرانه اش را تا حدودی زیر سئوال می برد. ای کاش این گونه اشعار در بخشی مجزا و به عنوان آثار غیر جدی اش می آورد. البته صید محمد پرور نیز از این امر مستثنی نیست .
یکی از مهمترین ویژگیهایی که اشعار ما در این جغرافیای زبانی می تواند داشته باشد ، رسیدن به تعالی است و قله های سربلند پیروزی ومانایی. یادش به خیر شاعر خوب سالهای دور و نزدیک مرحوم رحمانی گلینی که می گفت:
ئه توای بره‌سی وه قوله‌ی  به‌رزی
له زره‌ی زه‌نجیر دلد نه‌له‌رزی
پیری، بزرگی است و رسیدن به قله های سخت سربلندی. ترویج این گونه اندیشه ها بسیار ستوده است. نه آنکه پیری را با نگاه سخیف و ناامید کننده ببینیم .بسیاری دیگر از مفاهیم نیز در فرهنگ ما باید با بسیاری از امیدها، سربلندیها، تواناییها و ... عجین باشد. چیزی که در مجموعه ی پژاره کمتر از آن می توانی خبر بگیری. البته این نکته را باید یاد آور شد که ادبیات امروز با بسیاری از بایدها و نبایدها سرو کاری ندارد و این نکات بدین خاطر ذکر شد که دایره ی ذهنی کتاب در مدار خاصی می گردد که می توان این دایره را با افکاری متعالی آراست.
مثنویهای هجایی بهروز ابراهیمی بی هیچ شک و شبهه و بی هیچ تعصب و تعلق از زیباترین مثنویهای طبیعت گرایانه ایست که این سالها در حوزه ی ادب کردی کرماشانی خلق می شود:
تیوکه تیوکه وه‌فر دی ریبه‌نانه
شاوه‌ی ته‌خت و تاش فه‌سل زمسانه
ترنگه‌ی نمه‌زا وه‌فراو بان تیه ت
چه‌رمی چنار چه و، برقه‌ی بال به‌ت
قرچه‌ی سووز سه‌رد دریژی شه‌وه
زه‌نگووله ی قه‌ی که‌ور چیو میل چه‌وه
کزه‌ی سووز سه‌رد سه‌ردیارانه
تیوکه تیوکه وه فر له جی وارانه...
صید محمد پرور نیز از این ویژگی برخوردار است:
ئمشه‌و هه‌م له ژیر سیا مال شه‌و
نیه‌وینم ترویسکه‌ی هساره‌ی وه چه‌و
ئه ور وینه ی ته شه یگ نیشتوید له بووسان
چما گول باخ مانگه شه و رزان
ده یشت ئه زادار بیودن سیا پووش
له ناله ی وا نه ود هیچی نات وه گووش
ئاسمان به تیه ی شه و کیشایودنه و سه ر
ئه وره یل له ژیرا بان گرتیونه وه ر
...
 اگر چه در میان ابیات زیبای این شاعران شعرهایی دیده می شود که عدم حضورشان بسیار مجموعه را خوانی تر می کرد ،‌ اما این نکات می توانند در اشعار تازه تر این شاعران خوب تکرار نشوند . برای صید محمد پرور و بهروز ابراهیمی بهترین ها را آرزو می کنم و خوشحالم می توانم این نکته را یاد آوری کنم که دو شاعر نام آشنا با شناسنامه هایی قابل اعتماد که کتابهایشان هستند، به وادی پر رمز و راز ادب کردی گامی مطمئن نهاده اند و نامشان در تاریخ ادبی این دیار خواهد ماند.امیدوارم که به زودی شاهد کتابهای دیگری از این شاعران با نگاه هایی تازه تر و اندیشه هایی والاتر باشم.

جلیل آهنگرنژاد
کرماشان – تیر ماه هشتاد و نه

 

 



نویسنده : جلیل آهنگرنژاد ; ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱۸