نرمه واران

شعر کردی کلهری (کرماشانی )‌ و مطالبی در باره ادبیات کردی


 

شاعران عشق و بلوط و رنج

به قلم : جلیل آهنگرنژاد.

اگر ادبيات را مثل خون بدانيم و زبان ها و زيرشاخه هاي زباني را همچون رگ هاي يك پيكره و هويت فرض كنيم ، مي توانيم جريانات نوگرايي را همچون دميدن روح تازگي در رگ هاي هويت خويش بررسي كنيم اصولاً هر انساني در يك منظر با مؤلفه هايي مثل : فرهنگ ، نژاد ، قوميت ، زبان و ... تعريف مي شود و زبان به عنوان عنصري پويا و حياتمند تابلويي براي معرفي است. اين تابلو در صورتي مي تواند معرف خوبي باشد كه متن هاي قوي و مانايي داشته باشد. اكنون در گستره ي گيتي به وضوح شاهد اين امر هستيم. آنچه را كه براي توليد متن ، مهم تلقي مي شوند ، بسيارند . اما مي توان براي ورود به بحث ، دو اصل مهم را يادآور شد : 1- انديشه هاي نوين همراه با خلاقيت و آفرينشگري 2- انسان هاي انديشه مند و مستعد و خلاق.

شعر به عنوان رساترين هنر بشر در درازناي تاريخ حاصل انديشه ، نگاه تازه و آفرينشگري است كه اگر اين سه با هم همداستان گردند ، به توليد متون ادبي ( شعر ) مي توان بسيار اميدوار بود. اينجاست كه حاصل تلاش شاعر مثل همان خون تازه در رگ هاي زبان به جريان مي افتد و نوشدگي ودر تمام زواياي آشكار و نهان يك زبان متبلور مي گردد. اين يك امر طبيعي است كه جهان نو ، نگاه نو و انديشه ي نو مي طلبدو اين نگاه و انديشه در قالب نوشده ي زبان بازتاب مي يابد. آنچه را كه حدود يكصد ساله ي اخير در ادبيات جهان اتفاق افتاده ، حاصل اين گونه نگرشي است.

شعر كُردي ( به ويژه كُردي جنوبي ) نيز ار اين مقوله مستثنا نبوده و اگرچه دير ، اما سعي آفرينشگران نو انديش آن براين بوده كه همان خون تازه را در كالبد گويش ها و لهجه هاي جنوبي بدمند.اين نوشتار برآن است تا مروري موجز برشعر معاصر كُردي جنوبي با تكيه بر كُردي كلهري يا ( كرماشاني ) (1) داشته باشد و پروسه ي شعر نوين اين ديار را به گونه اي مختصر معرفي نمايد. بيش از هر چيز ذكر اين نكته ضروريست كه آنچه به عنوان شعر از اين پيش در ميان گويشوران كلهر و كرماشاني مطرح بوده به دو بخش مهم تقسيم مي شود : بخش اول كه آثار فراواني را در خويش جاي داده ، نظم هايي است كه به خطا و از سر سهو ، شعر نام گرفته است . شاهد بارز اين مدعا طنزها و مطايبه هايي است كه در بين افواه عامه هواداران بي شماري دارد و سرآمد آنها را مي توان شامي كرماشاني يا همان شاهمراد مشتاق وطندوست ناميد كه اگر چه اين آثار در بسياري مواقع نظم هايي سخته و شكوهمندند ، اما به علت عدم فاكتورهاي ويژه ي شعر از ورود به آن ساحت منع شده اند . بخش دوم از لحاظ كميت به پاي نظم هاي موجود نمي رسند اما اين آثار در دسترس ، عموماً مي توانند از مؤلفه هاي خاص شعر برخوردار باشند كه خود نيز به دو شاخه تقسيم مي شوند . شاخه ي اول همان اشعاري هستند كه از اساليب شعر كلاسيك بهره مندند.اگر بحث درباره ي ادب يارسان به عنوان يك پروسه ي قابل تأمل به اهلش واگذاريم ، ادب كلاسيك كرد كرمانشاهي از برجاي مانده هاي بزرگاني همچون ملاپريشان دينوري آغاز مي گردد كه مثنوي هاي ده هجايي وي به عنوان يكي از سندهاي بارز شعر كُردي كرماشاني محسوب مي شود. (2) شاكه و خان منصور ـ خان مقتدر ايوان ـ دو چهره ي شكوهمند شعر در بين كلهرو كُردي گويان غير كلهر ، با سحر كلامشان هنوز كه هنوز است از پس قرن ها برخاسته اند و جلوه گري مي كنند. آثاري كه در عين سادگي و صميميت سرشار از شكوه معنوي شعرند:

شوكرانه م پيد بوو / بيناي بان سه ر

كووره گلالان / لافاو گرته وه ر

سيد صالح و سيد يعقوب مايشتي ، ميرزا الماس خان كندوله اي ، نقي خان آزاد ، تركه مير ، ملانجف و ... گنج هايي سرشار از عشق و معرفت براي ميراث داران اين فرهنگ و ادب كهن و اصيل برجاي نهاده اند. شاهنامه هاي كُردي اين ديار نه تنها در بين كردستانات كم نظير ، ناب و سرشار از زيبايي هاي ويژه ي هنري اند ، بلكه در بعضي موارد مي توانند همپاي شاهنامه هاي فارسي در مراجع خاص مطرح شوند.اين گنج هاي تازه يافته در صورت معرفي درست نيز مي توانند براي صاحبان خرد و انديشه و پژوهندگان حماسه و اسطوره بسيار قابل تأمل باشند. برزو نامه ، ضحاك و كاوه ي آهنگر ، رستم و زنون ، رستم و سهراب و ... نمونه هاي موفق حماسه سرايي در ادب كُردي كرماشاني هستند.

همجواري زبان ها تأثيرات متقابلي با هم و در هم دارند به گونه اي كه داد و ستدهاي زباني خويشاوندي هاي فراواني را به وجود مي آورند. آشنايي جدي كُردي سرايان كرماشاني با زبان و ادب فارسي موجب تأثيرات قابل توجهي در شعر آنان شده و به ويژه از حدود پنجاه سال گذشته به اين سو بسياري از مؤلفه هاي ويژه ي شعر فارسي در ادب اين ديار جلوه گري كرده است.

شاعر كرماشاني فُرم غزل امروز فارسي را به شيوه اي موفق در وادي ادب كُردي بومي كرده است و امروز با همين نگاه ، غزل هاي شيوايي در پهنه ي ادب كُردي زاده مي شوند.اگر كمي به عقب برگرديم و يكي دو دهه را پشت سر بگذاريم ، به نام هايي همچون كريم كوهساري » تمكين « ، علي اشرف نوبتي » پرتو كرماشاني « و ديگراني مي رسيم كه با بهره گيري از لحن ، نگاه و فرم غزل فارسي كارهاي ماندگاري را آفريده اند و در كنار آنان ديگراني نيز بوده و هستند كه تلاش هاي قابل تقديري دارند.

آنچه را كه غزل اين طيف به مخاطب مي نماياند ، علاوه بر زيبايي هاي ويژه و گاه انديشه هاي قابل تأمل ، حس سرشاريست كه عموماً در سطحي شفاف مي ماندو كمتر در ژرف ريشه مي دواند . شايد غزل اين دوره ي مورد بحث در بيشتر موارد ترجمه هاي گاه موفق يك غزل فارسي همان شاعر بود ! اگر ساده تر بنويسيم . با توجه به شناختي كه جامعه از اكثر اين شاعران دارند ، اينان كاري بسيار مشكل بر دوش داشتند. خود كُرد بودند. اما با شعر فارسي دمخور بوده و فارسي نيز مي سرودند و ذهنشان به شكلي ناخودآگاه با غزل فارسي ، نحوه ي تصويرپردازي هاي آن ، تركيب سازي ها و ... آشنايي تمام داشته است. پس كاملاً هم طبيعي بوده كه با همان ذهنيت فارسي به سراغ غزل كُردي بروند. پس مسير عجيبي به ناچار براي آفرينشگري در وادي ادب كردي كرماشاني برگزيده اند و از همين روست كه حتي اكثر شعرهاي اين گروه تأثيرگذار از واژه هاي فارسي لبريزند . در اين ميان غزل هاي پاياني كتاب كوچه باغي ها ( 5) به اشكال مختلف استثنا محسوب مي گردند. شاعر اين دفتر از جنبه هاي مختلف نشان مي دهد كه به باتمام مولفه هاي يك شعر فخيم آشناست و آنها را هم در غزل هاي فارسي و هم در غزل هاي كُردي اش به كار گرفته است. شعر ارمني او دنيايي عجيب را در لايه هاي زيرين خود به نمايش گذاشته است و تنها همان شعر مي تواند با فخامت تمام انديشه مندي ، ژرف نگري و هنر پرتو را به مخاطب بنماياند.

در كل مي توان حركت به سوي فرم و قالبي تازه در ادب كرماشاني ( به عنوان غزل ) گامي بود در نوكردن پوششي كه سال هاي آزگار برتن هنركُردي كرماشاني طعم تكرار مي داد . اين پوشش همان مثنوي ده هجايي بود كه قبل از اين ، قالب يكه تاز شعر كُردي جنوبي به حساب مي آمد . امروزه هر گاه دفتر شعر كُردي كرماشان را تورق مي كنيم ، به نام هايي مانا برمي خوريم كه ذكر آنها مي تواند اداي ديني باشد.

فرشيد يوسفي ، محمد شكري ، كرمرضا كرمي ، احمد عزيزي ، تقي رشيدي ، احمد جلالي گوران ، سليمان داوند ، امان الله خان رشيدي ، ولي رضايي ، علي اصغر زعفراني ، كيومرث عباسي قصري ، يدالله لُرنژاد ، پرويز بنفشي ، عبدالله مرادي ( دلريش مايشتي ) ، ميرزا يوسف تالاندشتي و...

احمدعزيزي در اين ميان به علت آشنايي جدي با واژگان كُردي و ارتزاق از واژه هايي غني از حيث زباني تشخص خاصي دارد و ولي رضايي ، فرشيد يوسفي و كيومرث عباسي قصري زبان خاص خود را در اين عرصه به نمايش گذاشته اند.

بر خلاف ساير گويشوران زبان كُردي ، در اين ديار ، غزل همچنان جاندار و پويا در مسيري قرار گرفته كه با فاكتورهاي خاص غزل امروز ايران رقابت مي كند و دربين نسل دوم شعر و ادب همچنان طعم پويايي مي دهد. نمونه هاي موفق غزل در مجموعه شعرهاي » يه ي شه و ئه گه ر بچيدن « ، » وه سقانم بنوسم « و » نه رمه واران « و آثار شاعراني همچون علي سهامي ، رضا جمشيدي ، عليرضا يعقوبي ، امين گجري ، فرياد شيري ، مهوش سليمان پور ، پريوش ملكشاهيان ، امرالله عظيمي ، فاطمي مجد ، كمري ، عزيزي و ... نشان از جدي بودن توجه به اين قالب در بين كلهري سرايان و شاعران كرماشاني دارد.

اما اگر بخواهيم گريزي به مثنوي هاي ده هجايي ـ قالب پركاربُرد شعر كُردي جنوبي ـ بزنيم ، به نام هايي جوان اما پرتوان همچون : سعيد عبادتيان ، بهروز ابراهيمي و ... برمي خوريم .اينان با بهره گيري از انديشه اي نوين با همان قالب آشناي افواه عامه به آفرينشگري پرداخته و با بهره گيري از واژگان اصيل و تصويرگري هاي ناب و منحصر به فرد مثنوي ماندگاري براي آيندگان اين فرهنگ و زبان برجاي گذاشته اند.

ادامه دارد



نویسنده : جلیل آهنگرنژاد ; ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱۳