نرمه واران

شعر کردی کلهری (کرماشانی )‌ و مطالبی در باره ادبیات کردی


 
نگاهی به مجموعه شعر کردی «رووژ» اثر جلیل آهنگرنژاد 
«رووژ» وه خه‌یر بوود!؟ / علی الفتی 
 

خبرگزاری کردپرس _ سرویس فرهنگی: «جلیل آهنگرنژاد» شاعری است که نیاز به معرفی من ندارد، اهل ادبیات با نام، آثار و اعمال او آشنا هستند. در این نوشته سعی می کنم نگاهی به آخرین اثر او (رووژ) که توسط انتشارات زانا و با مدیریت شاعر پیشکسوت معاصر «ظاهر سارایی» منتشر گردیده است داشته باشم.

اگر زبان را موجب خلاقیت در شعر بدانیم باید نگاهمان را حرفه ا ی تر کرده، عواطف خاطر را کنار گذاشته و زبان را با عریانی محض واکاوی کنیم. این که زبان به خودی خود موجب پیدایش و پرورش شعر می شود به تنهایی کافی نیست زیرا هر زبانی ویژگی، پتانسیل و شرایط خاص خود را دارد. معمولن زبانهایی که در کنار زبان رسمی هر کشوری وجود دارند، وضعیتی بسیار متفاوت دارند. حالا این زبان مورد نظر دارای تعدد گویشی و لهجه ای فراوان بوده و از سویی هرکسی دغدغه و داعیه گویش خود را نیزداشته باشد، این دوست داشتن گاهن سراز جاهایی درمی آورد که تقابل غیر ادبی زبانها، گویش ها و لهجه هاست. در ایران و در استانهای کرمانشاه و ایلام شرایط کنونی بدین گونه و درحال گذار از این چالش است. البته در این میانه باید به همگان حق داد تا با گویش و لهجه خود خلوت نموده و زیر و بم آن را به دست آورند. من خیلی جاها و در این خلوت به ضعف و قوت گویش یا لهجه خود پی برده ام که  امری است کاملا طبیعی. خلق آثار ادبی و هنری با این گویش ها و لهجه ها کمک شایانی به دوران گذار در این مناطق می کند و البته عملن و عمیقن معتقدم نباید آسیبی و تغییری مخرب در لهجه ها و گویش ها در هر زبانی بوجود آید. زیرا زبان میراث ماندگار بشری است و نیز چیزی جدا از هویت ما نیست. این تنوع گویشی و ایلی هم می تواند مفید باشد و هم مخرب. زیرا بستگی به ما دارد که آیا شهروند شایسته ای برای زبان، گویش و لهجه خود هستیم؟

من بر این اعتقادم رشد فرهنگی و مدنی مردم با تعاملات فرهنگی مهمترین عامل در ایجاد و شکوفایی شعر و ادبیات کردی در ایران است. بعد از انقلاب زمان زیادی به طول انجامید تا ثبات خاصی در این مناطق بوجود آید. 
اگر برای بررسی مجموعه شعر «رووژ» فرض را براین بدانیم که مجموعه ای متشکل از اشعار بلند است، می شود از زوایایی دیگر نیز این اثر را بررسی کرد. در اشعار بلند کار بسیار دشوار است و کمتر شاعری می تواند از پس بلند نویسی برآید و این مسئله کاملن طبیعی است؟! در اشعار بلند شاعر برای کنترل تخیل خود باید با ظرافت عمل کند تا برش هایی کوتاه نیز در ذهن مخاطب ایجاد کند و خود نیز در وادی اطناب سرگردان نشود که در اینجا «جلیل آهنگرنژاد» با دقت و حوصله فراوان از دشواری کار عبور کرده است و این مسئله در نزد مخاطب حرفه ای برای عبور و خوانش کتاب فاکتور بسیار مهمی است. اشعار «رووژ» قواعد روایتگری را در خود دارند که نظام آراستگی روایت نیز تا حد مطلوبی حفظ شده است.

سیالیت اشعار موجب خوانش مداوم مخاطب می شوند و این سیالیت نتیجه وجود سطرهایی متعالی است، سطرهای که در نوع خود کم نظیر اند، یعنی اگر سطرها را جملاتی با فعل و بی فعل بدانیم، دارای ترکیباتی هستند که در برگیرنده مهمترین مسئله این کتاب برای نقد و بررسی است و این مسئله چیزی جز آفرینش ترکیبات تشبیهی و استعاری توسط «جلیل آهنگرنژاد» نیست. ترکیبات موجود در کتاب بر پاشنه ی آشنایی زدایی های بسیاری می چرخد و شاعر سعی می کند با گویشی که دور تازه ای از امکانات ادبی و اجتماعی را طی می کند، هنرنمایی نموده و قابلیتی دیگر استخراج کند و همین امر برای «جلیل آهنگر نژاد» کافی است. من بر این اعتقادم که کتاب «رووژ» «جلیل» را از مهلکه شعری نجات داد و پاسخی مثبت به انتظارات است ... .

دامنه واژگانی کتاب «رووژ» از وسعت خوبی برخوردار است و دانش کلماتی مناسبی که شعر را از نثر و روایت و عادی جلوه دادن متمایز می کند. از سویی دیگر مصدرهای موجود نیز بر طعم و چاشنی کتاب افزوده اند، من بر این عقیده ام زبانی که مصدرهای فراوان در آن نهفته است زبانی غنی و قوی برای سرودن شعر است و عین این اتفاق در زبان همسایه (فارسی) مصداق کلی این اظهارات است. اشعار این مجموعه را تکنیک هایی تشکیل می دهند که در ساختمان درونی شعر پاگردهای خاصی ایجاد کرده است پستوها و تاریک روشنای بسیاری که بیانگر تنوع و گونه گونی سطرهای موجود در این اثر می باشد.

شعر «جلیل آهنگرنژاد» دارای لایه های خاص خود با ظرافت های مناسب است در خیلی جاها عینیت و ذهنیت را با هم تلفیق نموده و از کلمات و مصادر شکلی تازه تر می سازد و ذهن در این مجموعه کاملن درگیر و مهم جلوه می نماید. در کتاب «رووژ» شعر از دغدغه های روزمره بشری نیز به سادگی نمی گذرد و ما با شاعر درگیر با ریزترین و مهمترین مسائل زندگی هستیم. مجموعه تا حدود موفقی پیش رفته و مخاطب با دست پر وکلی علامت سوال و تعجب بازمی گردد.

یکی از نکات خوبی که دراین مجموعه به چشم می خورد، تلفیق یاس و امید در زیر ساخت اشعار است به طوری که از افراط و تفریط کاسته می شود و شاعر به دور از هرگونه تظاهری این دو فضای واقعی و با سابقه ذهن بشری را در اشعار جای داده است و البته در نمی توان از کنار سیاه بینی های کسالت بار نیز به راحتی گذشت.

«جلیل آهنگرنژاد» با الهام از طبیعت عظیم زاگرس از المان های طبیعی و گاهن بومی این سرزمین شعر خود را پر ملاط تر می نماید. شعر «جلیل» همچون من و خیلی از دوستان دیگر بی تاثیر از بزرگان نیست. من براین عقیده ام اشعار آزاد «جلیل» از کتاب «نرمه واران» تا «رووژ» از زبان «احمد شاملو» و تاحدودی اندیشه «شیرکو بیکس» متاثر بوده است و این مسئله اهمیت چندانی ندارد زیرا هر شاعر می تواند از هر شاعری برای خود پایه ای بگیرد ... . همه ما سعی در عبور از این وام گیری ها و رسیدن به استقلال شعری و تثبیت مولفه های شعرکردی در کرمانشاه داریم. بی شک دوستان ما قریب به بیست سال تلاش را در چنته خود دارند و روز به روز به غایت اصلی نزدیک تر می شویم.

«رووژ» از برترین کتابهای شعر کردی تا به امروز در کرمانشاه و ایلام است و از دوجنبه حائز اهمیت است یکی برای خود «جلیل» که به وزن خود در این وادی وزنه ای سنگین افزود و به منتقدان خود (که نگارنده یکی از آن منتقدین بوده ام ) پاسخی منطقی داد و دیگر اینکه بر قابلیت های این گویش از زبان کردی نیز اضافه کرد. 

شعر کردی در «نیشتمان» ما در زمانه ی خوبی به سر می برد از نشیب ها عبور کرده و در فراز ها سیر می کند فرازی که حاصل شکستن دلهای خیلی از عزیزان است، این کام امروز ناکامی های دیروز ماست، مبارک باد این شادی و کتاب «رووژ» که بهانه ای بود برای نگارش من.



نویسنده : جلیل آهنگرنژاد ; ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢۳