نرمه واران

شعر کردی کلهری (کرماشانی )‌ و مطالبی در باره ادبیات کردی


مدیر وبسایت بلوط در گفتگو با کردپرس:


تقابل گویش ها و لهجه های زبان کردی به نفع هیچ گروهی نیست


کردپرس: «سایت بلوط» با مدیریت جلیل آهنگرنژاد وارد هشتمین سال فعالیت خود شده است، تداومی قابل تحسین که در عرصه رسانه های مجازی حوزه گویش وران کردی کلهری(کرماشانی) کم نظیر و یا حتی بی نظیر بوده است.
 البته «بلوط» تنها به این بسنده نکرده و هر ساله دامنه فعالیت هایش را گسترده تر کرده و بی گمان امروزه معتبرترین رسانه مجازی در حوزه شعر و ادبیات کردی کلهری محسوب می شود. طی این سال ها شاعران و نویسندگان نوگرا و خوش فکر گیلانغربی و مناطق اطراف آن موتور محرکه اصلی «بلوط» بوده اند، جوانان پرشوری که از ابتدای دهه هفتاد با ارایه آثار متعدد و زیبای خویش حیاتی دوباره به شعر و ادبیات کردی کلهری بخشیدند. این موج نوگرایی خیلی زود گیلانغرب را در نوردید و به کرمانشاه رسید، عرصه ای فراخ تر و با امکانات بیشتر که این جوانان به واسطه فعالیت های گسترده شان خیلی زود سکان دار بخش های قابل توجهی از برنامه های کردی شبکه زاگرس و دیگر رسانه های مکتوب و مجازی آن شدند. البته این موقعیت جدید چندان راحت و بی دردسر هم به دست نیامد و با جبهه گیری های گاه و بی گاه گویش وران دیگر لهجه های گویش کلهری روبرو بوده، که طی این سال ها آن ها را متهم به بهره گیری از این امکانات رسانه ای برای غالب کردن لهجه گیلان غربی در دیگر جاهای استان (و به خصوص شهر کرمانشاه)، وهمچنین جلوگیری از عرضه اندام دیگر گویش های کردی رایج در منطقه همانند «جافی سورانی»، «هورامی» و «لکی» در شبکه زاگرس می کنند. این کشمکش های بیهوده و انتقادهای بعضاً غیر منصفانه متأسفانه همچنان ادامه دارند و کسی مانند جلیل آهنگرنژاد به عنوان یکی از تأثیرگذارترین شاعران و نویسندگان موج نو شعر و ادبیات کردی کلهری و همچنین مدیر «سایت بلوط» نیز از آن ها بی نصیب نمانده است. گفتگوی ما و آقای آهنگرنژاد هر چند به بهانه هشتمین سالگرد افتتاح «بلوط» انجام گرفت ولی دامنه صحبت های ما خیلی زود به سمت انتقادهای مطرح شده پیرامون عملکرد وابستگان به جریان نوگرای کردی کلهری کشیده شد، که ماحصل آن را در ادامه می خوانید:
"آقای آهنگرنژاد «سایت بلوط» با مدیریت شما وارد هشتمین سال تأسیس خویش شده، که در نوع خود کم نظیر و قابل ستایش است. به عنوان مقدمه از انگیزه ها و اهدافتان در زمینه راه اندازی این سایت برای ما بگوئید؟"
دنیای تازه همیشه نیازهای تازه ای را با خود به همراه دارد، نیازهایی که انسان ناگزیر است برای پاسخگویی به آن ها از ابزارهای جدیدی استفاده کند. از سال ها پیش یکی از مهم ترین دغدغه های ذهنی ام برای ترویج تولیدات فرهنگی، ادبی و هنری جغرافیای زبانی ام استفاده از ابزارهای نوینی بوده که خوشبختانه امروزه بسیار فراگیرتر شده اند.
"«بلوط» اولین سایتی بود که شما راه اندازی کردید؟"
قبل از افتتاح «بلوط»، با ایجاد وبلاگ هایی در زمینه شعر و ادبیات کردی فعالیتم را در این عرصه آغاز کرده بودم. از آنجا که بخشی از فعالیت هایم با کار ژورنالیستی مرتبط است، دوست داشتم قدری به روزتر با مقوله ی دنیای مجازی برخورد کنم. با فراگیرتر شدن نگاه نوگرایانه شعر کردی و حرکتهای فرهنگی شایسته ای که به عنون پروسه ای پویا در جغرافیای کرمانشاه، ایلام و دیگر مناطق شکل گرفت و مشتاقان زیادی پا به عرصه نهادند. من هم که مشتاق انعکاس این فعالیت های هنری و ادبی بودم از سویی نیز ناگزیر شدم که کارها را در غالب یک وبسایت دنبال کنم.
"چرا به رسانه های مکتوب اکتفا نکردید و به فعالیت در عرصه دنیای مجازی روی آوردید؟"
گستره جغرافیایی رسانه های مکتوب، استانی، منطقه ای و کاملاً محدود بود. دوست داشتم از رسانه ای استفاده کنم که تمام دوستداران فرهنگ و ادبیات این منطقه در هر کجای این جهان که هستند بتوانند از آن استفاده کنند، و اینترنت بهترین و ساده ترین ابزار برای انجام این کار بود. از همان ماه های اولیه ای که «سایت بلوط» راه اندازی شد مخاطبان بسیاری توانستند با آن ارتباط برقرار کنند و این سایت تبدیل پاتوقی برای هزاران علاقمند به ادبیات کردی کرماشانی و کلهری شد.
"گستره جغرافیایی گویشوران کردی کلهری فراتر از کرمانشاه و ایلام بوده و بخش هایی از کشور عراق مانند شهرهای خانقین، مندلی و کلار را نیز در بر می گیرد. آیا سایت بلوط برای فراهم کردن زمینه انتشار آثار شاعران و روشنفکران آن مناطق هم اقدامی انجام داده است؟"
باید شفاف و واضح باید بگویم که ما ارتباط مستقیم و مستمری با نویسندگان و شاعران کلهر در حوزه جغرافیایی عراق نداشته ایم، اما مخاطبان جدی فراوانی در آنجا داریم که هر کدام معمولاً هر هفته و یا حداقل یکی دو بار از مطالب آن استفاده می کنند.
"بیشترین بازدید کنندگان شما از کدام استان ها هستند؟"
بعد از استان کرمانشاه و تهران، بیشترین مراجعه کنندگان ما از استان ایلام و سپس کردستان هستند.
"آقای آهنگرنژاد شما از نفرات شاخص جریانی ادبی هستید که به موج نو شعر کردی کلهری(کرماشانی) معروف است که بی گمان تأثیرگذارترین جریان در این حوزه طی دهه های اخیر محسوب می شود. با توجه به لیست افراد فعال در سایت و مطالب منتشره در آن، آیا می توان «بلوط» را بازوی رسانه ای این جریان نوگرا قلمداد کرد؟"
بدون شک همینگونه است. البته «بلوط» به اعتراف و اعتقاد بسیاری از صاحب نظران نه تنها حرکت های نوین در شعر و ادبیات کردی را به خوبی پوشش داده، بلکه حتی فراتر از آن توانسته بسیاری از بخشها و لایه های فراموش شده فرهنگ اصیل کردی را نیز به مخاطبانش معرفی کند. بسیاری از شاعران، صاحب نظران و نویسندگان با اشتیاق تمام برای ما مطلب می فرستند. اما با وجود این استقبال کم نظیر، مجموعه «بلوط» سعی کرده که منفعلانه برخورد نکند و بسیاری از نویسندگان و شاعرانی که انگیزه ای برای انعکاس آثار خویش نداشته اند را وارد عرصه کرده و در قالب گفتگوها و یا پژوهش ها از دانش آن ها بهره بگیرد.
"آقای آهنگرنژاد یکی از انتقادهای جدی که منتقدان به شما و دیگر شاعران و نویسندگان همسو با شما وارد می کنند این است که سایت بلوط تمام و کمال در خدمت شاعران و نویسندگان منطقه گیلانغرب و آن اطراف است و توجهی به بقیه جاها ندارد. آیا واقعاً همینگونه است؟"
یکی از مهم ترین سئوالات و انتقاداتی که در ذهن ها شکل گرفته همین نکته ای است که شما مطرح کردید. خوشبختانه شاعران و نویسندگان کلهر در سایت بلوط حضور بسیار پررنگی دارند، و شاید همین قضیه باعث شده خیلی ها فکر کنند که در آسمان بلوط تنها پرندگانی باید پرواز کنند که چهچه کلهری می زنند، ولی واقعیت قضیه این نیست. دنیای امروز مدت هاست که به این موضوع پشت کرده و اگر ما در این راه حرکت کنیم مسیر قابل اعتمادی را انتخاب نکرده ایم. هر گویش، فرهنگ و خرده فرهنگی در صورت داشتن پتانسیل های لازم می تواند در جغرافیاهای دیگری هم مطرح شود. این قضیه به پتانسیل بالای گویش کلهری باز می گردد، نه به قدرت و نفوذ ناچیز یکی دو نفر از شاعران یا نویسندگان این حوزه. این قدرت شعر، زبان، هنر و اندیشه است که می تواند فضاهای تازه و دنیاهای تازه ای را باز کند. دنیا خیلی وسیع است و ابزارها هم بسیار گسترده اند، به قولی: «گر تو بهتر می زنی بستان بزن.» آیا آهنگرنژاد می تواند به کسی بگوید که شما حق راه اندازی سایت و وبلاگ را ندارید! هر فرهنگ و هر سنتی که بتواند با توجه به نیازهای زمانه خودش را به روز کند به راحتی می تواند در جاهای دیگر هم نفوذ داشته باشد. در ضمن ما مشتاقیم که در کنار سایت بلوط سایت های دیگری هم راه اندازی شوند. به عنوان نمونه گویشوران لک در این استان بسیارند و با توجه به پتانسیل های بالای فرهنگی و ادبی، توانسته اند حرکت های ارزشمندی را در حوزه رسانه مجازی داشته باشند.
"برخی از منتقدان عنوان می کنند که شاعران و نویسندگان وابسته به جریان نوگرایی ادبیات کلهری، با بهره گیری از ابزارهای رسانه ای (همچون وبسایت ها و برنامه های تلویزیونی و رادیویی) که در اختیار دارند، در پی پررنگ کردن گویش کلهری با لهجه گیلان غربی در سایر مناطق استان هستند. تا چه اندازه این انتقادها را منصفانه می دانید؟"
این نکته جالبی است که باید از جنبه های مختلف به آن پاسخ داد. اولاً گویش کلهری با ایل کلهر تفاوت بسیاری دارد و بسیاری از لهجه های دیگر رایج در منطقه کرمانشاه و ایلام و حتی بخشی از کشور عراق نیز در زیر مجموعه این گویش قرار می گیرند. همچنین در کتب معتبر تاریخی مانند «شرفنامه»، گویش کلهری را به عنوان یکی از چهار زیرشاخه اصلی زبان کردی تعریف کرده اند. نکته دوم این که یک شاعر و نویسنده حق دارد آثار هنری خویش را با گویش و لهجه مادری اش بیان کند. قرار نیست که من شاعر، گویشی را که با آن دلتنگی ها، احساسات و عواطف عمیق خویش را بیان می کنم به کناری گذاشته و به سراغ گویش و لهجه دیگری بروم که در آن ناخواسته تمام آن احساسات و عواطف هنرمندانه ام کاملاً خلع سلاح شوند. این حق طبیعی یک شاعر و نویسنده است که با کلمات و اصطلاحاتی که سال ها با آن ها زندگی کرده جهان پیرامونش را به تصویر بکشد. شاعران خوش قریحه ای مانند موزونی، الفتی، یعقوبی، بنفشی، عبادتیان، کرمی، رضایی ، قنبری و بسیاری دیگر نیز طبیعتاً از این دریچه نگاه می کنند و این حق مسلم آنها است. همین شاعران و نویسندگان بسیاری از واژه هایی که فراموش شده بودند را دوباره در اذهان زنده کردند و این کار ارزشمندی است. این که ما بگوئیم آن ها در پی گسترش لهجه گیلان غربی هستند و می خواهند آن را در هر حوزه ای تحمیل کنند، بی انصافی بسیاربزرگی است و این ادعاها هیچ ارزش علمی و کارشناسانه ای ندارند و خوشبختانه کارشناسان و آگاهان، این سوال را حرفه ای نمی دانند. هیچ کسی نمی تواند گویش و لهجه ی خودش را حتی با بهره گیری از بهترین ابزارهای رسانه ای امروزی غالب کند. زبان یک موجود پویا و زنده است که خودش مسیرش را انتخاب می کند.
"شما لهجه های مختلف گویش کلهری را با هم برابر و در عرض یکدیگر می دانید یا اینکه برتری هایی برای لهجه متداول در منطقه خودتان (گیلان غرب) قائل هستید؟"
هر کدام از این لهجه ها در جای خودش ارزشمند هستند و ممکن است در فلان لهجه از گویش کلهری واژه هایی باشد که در لهجه های دیگر وجود ندارند. چه ایرادی دارد که ما خلأهای زبانی و گویشی خودمان را با استفاده از واژه گان بسیار سلیس و زیبای دیگر لهجه ها پر کنیم و سراغ واژه های بیگانه نرویم. چندی پیش خدمت دکتر کزازی بودم، ایشان می گفت اگر واژه ای در منطقه کرمانشاه از میان برود باید برایش مراسم «پرسه» بگیریم. در اینجا باید تعصب به لهجه ای خاص را فراموش کنیم و حرمت همه آن ها را نگه داریم. متأسفانه نگاهی که امروزه در دیار ما حاکم است نگاهی غنیمت خواهانه نسبت به زبان، گویش و لهجه ها است. یکی از افتخارات بزرگ استان کرمانشاه تعدد و تکثر بسیار لهجه ها و گویش ها است و به همین خاطر و مواردی دیگر، این دیار را هندوستان ایران نامیده اند. هر گویشی گنجینه ای از آداب و رسوم را در پس خویش دارد و اگر این سرمایه های معنوی در کنار هم قرار گیرند بدون شک می توانند غرورانگیز و افتخار آفرین باشند. اینگونه نباشد هر کسی که زودتر از راه رسید عنوان کند گویش من باید حاکم باشد. تمام داشته هایمان را درسفره ای رنگارنگ عرضه کنیم تا همگان از آن استفاده کنند. با این کار به غنای زبانی خود کمک کرده ایم و برای اصالت فرهنگی مان نیز حرمت قایل شده ایم. هرگاه تقابلی میان این لهجه ها ایجاد شود به نفع هیچ گروه زبانی و گویشی نخواهد بود. نکته دیگر اینکه ما بایستی در برخوردهای روزمره مان یکسری از ظرافت ها را به کار بگیریم. مثلاً من به عنوان یک گویشور در حوزه گیلانغرب سال های سال است که می گویم «ئه ول منا به و» اما وقتی که از آن جغرافیا فراتر می روم و به کرمانشاه می رسم به جای این واژه از واژه «وه گه رد منا به و» استفاده می کنم. این ظرافت ها بایستی رعایت شود. چه خوب است که ما از پتانسیل های دیگر لهجه ها هم استفاده کنیم.
"یعنی معتقدید که باید کم کم به سمت این برویم که به لهجه ای واحد از گویش کلهری برسیم که حساسیت کمتری بر سر آن وجود داشته باشد؟"
این یک نگاه کاملاً آرمانی است که از خیلی وقت پیش در حوزه کردی سورانی تحت عنوان «زمانی یه کگرتوو» قرار بود اتفاق بیافتد. برخی از کارشناسان زبان و ادبیات کردی معتقد بودند که تمام کردها باید با یک زبان واحد صحبت کنند و از واژگانی بهره بگیرند که برای همه قابل فهم باشد. این کار در کنار فوایدی که دارد لطمات جبران ناپذیر بسیاری را نیز در پی دارد. بسیاری از واژه هایی که من «کلهر» و یا شمای «لک» به کار می گیرید یک شکل بکر و باستانی را با خودش دارد، چرا باید این درخت تنومند طبیعی را بخشکانیم. چرا باید ما بسیاری از واژه هایمان را کنار بگذاریم تا به یک زبان واحد برسیم. در زیر مجموعه هر گویشی لهجه های گوناگونی وجود دارند که ما باید هر کدام از این ها را حفظ کنیم، نه اینکه از همه این ها ملغمه ای درست کنیم که به درد هیچ چیزی نخورد.
" گویش ورانِ گویش های کردی همانند لکی، هورامی و سورانی جافی که بسیار زیاد هم هستند انتظار دارند که شبکه زاگرس به آن ها نیز فرصت ابراز وجود بدهد در حالیکه اینگونه نیست و تنها به لهجه کلهری اکتفا کرده اند. آیا فکر نمی کنید همین امر جبهه گیری هایی را نسب به گویش کلهری پدید آورده است؟"
این نکته که هر کدام از این گویش ها و لهجه ها بایستی سهمی از تریبون ملی داشته باشند، خواسته به حقی است، اما پارامترهایی را هم باید در نظر بگیریم. به گواه آمارهای منتشره گویشی که امروزه از تریبون صدا و سیما پخش می شود برای بیش از 85 درصد مردم این منطقه قابل فهم است. اما آن گویندگان شریف و عزیز «لک» و یا «جاف» و «هورامی» هنگامی که برنامه ای را با گویش زیبا و اصیلشان پخش کنند مخاطبانش محدودتر می شوند. پس طبیعی وعاقلانه است گویشی انتخاب شود که مخاطبان بیشتری دارد.
"در این صورت تکلیف گویش وران دیگر گویش هایی که برشمردیم چه می شود، یعنی باید آن ها را به کناری گذاشت؟"
من معتقدم که تکثر صداها باید وجود داشته باشد و این تکثر از تریبون های مختلف هم شنیده شود. هر زبان و گویشی به چشمه ساران متعدد نیاز دارد تا دریای واژگانی اش را غنی تر کنند و برای هر گویشی نیز به لهجه های مختلف نیاز داریم که هر کدامشان به زلالی چشمه ها بجوشند و واژه های تازه را تزریق کنند. هیچ کدام از این مسایل با جراحی کردن، برداشتن و حذف کردن قابل درمان نیست. بهترین رویکرد در قبال گویش های مختلف این است که در پی تقویت آن ها باشیم نه اینکه با قوی قلمداد کردن یکی، دیگری را حذف کنیم.
" به عنوان یک کارشناس پیگیر و صاحب نظر بفرمائید، آینده فرهنگ و ادبیات کردی را در این منطقه چگونه می بینید. آیا ما به سمت یک تعالی فرهنگی به پیش می رویم و یا اینکه با توجه به تحولات جهانی و منطقه ای یک زوال ناگزیر را در پیش رو خواهیم داشت؟"
 بسیاری از زبانشناسان معتقدند در دنیایی که امروزه از دهکده جهانی مک لوهان گذشته و به آپارتمان شیشه ای رسیده، بسیاری از زبان ها، گویش ها و لهجه هایی که حرف تازه ای برای گفتن ندارند از گردونه تحولات عقب می مانند و در دام مرگ می افتند. همچنان که ما امروزه شاهد هستیم بسیاری از لهجه ها و گویش ها را به طور ناخواسته و با ندانم کاری های خودمان می میرانیم. در صورتی که ما با این داشته های بسیار غنی فرهنگی و هنری می توانیم در دنیای امروز سرفرازانه باقی بمانیم و حرف های بسیاری نیز برای گفتن داشته باشیم. با توجه به تکثر رسانه ها و ابزارهای مدرن، و همچنین فراهم بودن زمینه ها برای پذیرش تکثر اندیشه، امکان بقای فرهنگ ها و لهجه ها بسیار بیشتر از گذشته است. فرهنگ ما به عنوان یکی از غنی ترین فرهنگ های مشرق زمین از دیرباز تا کنون همچنان پایدار مانده مانده و مطمئناً با حضور پر رنگ هنرمندان، شاعران، پژوهشگران و نویسندگان قوی و ارزشمند زبان کٌردی ویزای عبور به آینده را خواهد گرفت.
گفتگو: بهزاد خالوندی



نویسنده : جلیل آهنگرنژاد ; ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٥



ماسی13

دیوه ت خودای که ویگ  بیو

یه رووژ کیسه له یل حووز وا

گیرفانه گانی ته کانن و

کلی کردن ئرای مال ده سه ونجی

ماسی

شیو کرده کور زه یو

له ئیواریان باریکیگ

له ئاو سیه له یل بانان خنکاننه ی

ماسی خر خوارد و خنکیا

ساله یل له یره وه ر وه تن:

له لو خه یال ئاوه یل

دیوه ت  خنکیایی بیوه ماسی

ماسی ریو کرده خاسی ...

 



نویسنده : جلیل آهنگرنژاد ; ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۸
واژه کلیدی :آهنگرنژاد