نرمه واران

شعر کردی کلهری (کرماشانی )‌ و مطالبی در باره ادبیات کردی


در حاشیه نویسی مجموعه شعر «ته ‌م» سروده‌ی جلیل آهنگر نژاد

فریاد شیری

 

 

  

از سال 1899 میلادی که مهمترین رخدادهای فرهنگی برای کردها رقم خورد و به نوعی می‌توان آنرا نقطه عطفی در ادبیات و فرهنگ کردها فرض کرد. تا یکی دو دهه ی اخیر، بیش از صدسال می‌گذرد و جریان نوگرایی شعر کرد، با عبور از فراز و نشیب‌های مختلف، به مرحله‌ی شکوفایی و پویایی رسیده است. افتتاح اولین چاپخانه‌ی کردی و همچنین انتشار اولین روزنامه‌ی کُردی (روزنامه‌ی کردستان) در قاهره (1899 میلادی) فرصتی به وجود آورد تا اندیشمندان و اهالی فرهنگ و ادب کرد، صاحب یک پایگاه جمعی برای انتشار آثارشان شوند و برای اولین بار به نقد و بررسی آثار همدیگر بپردازند و رفته رفته رگه‌های نوگرایانه در ادبیات کردی هویدا شود. برای مثال، در همین سال‌ها شعرهایی از حاجی قادر کویی، عبدالرحیم رحمی هکاری و پیرمرد در نشریه «کردستان» چاپ می‌شود که میل به نوگرایی در کار آنان مشاهده می‌شود. در واقع چاپ آثار آنان به دیگر شاعران جرأت می‌بخشد تا جسورانه فضاهای تازه شعری را تجربه کنند.

 در سال 1926 میلادی برای اولین بار در تاریخ ادبیات کُرد، نوعی «شعر – نثر) در شماره‌ی پنجم نشریه ی «زاری کرمانجی» چاپ می‌شود که توسط شاعر گمنامی به نام «ز.ع.هروتی» سروده شده بود. در سال 1927 رشید نجیب، شعر «عشق و خیال» را در شماره‌ی نود و چهار روزنامه‌ی «ژین» چاپ می‌کند که تقریباً ویژگی‌های یک اثر نو را داراست و می‌توان آن را نقطة آغاز تغییر و تحولات در شعر کُردی فرض کرد. و به این ترتیب، ظهور نشریات تازه‌تر، فرصتی شد برای چاپ و انتشار آثار دیگر شاعران نوگرای کُرد و نیز ایجاد ارتباط میان شاعران گویش‌های مختلف کُردی و تشکیل کانون‌های فرهنگی و روشنگری و تبادل نظر میان اهالی فرهنگ و ادب.

این روند ادامه‌ می‌یابد تا سال‌های پایانی قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم که استانبول به مرکزی برای گردهمایی و فعالیت شاعران جوان و نوگرای کرد تبدیل شد؛ محمد مهری، مصطفی شوقی از کردستان ایران ممدوح سلیم، حمزه‌بگ، سعید کردی، خلیل خیالی، عبدالله جودت، قدری جمیل پاشا، ع. رحمی هکاری و برادران بدرخان از کردستان ترکیه اسماعیل حقی بابان، پیرمرد، مصطفی پاشا، امین زکی بک، معروف جیاوک و ژنرال شریف پاشا از کردستان عراق و همچنین برخی از شاعران نسل‌های پیشین همچون: حاجی قادر کویی و شیخ رضا طالبانی و ... در آن سال‌ها استانبول پلی بود برای ارتباط میان اروپای متحول شده و روشنفکران کرد و فارس و عرب، هرچند در سال 1923 میلادی این موقعیت توسط دولت عثمانی از کردها گرفته شد و شاعران کرد مجبور به مهاجرت و یا بازگشت به سرزمین خود شدند.

برادران بدرخان، عثمان صبری، قدریجان، جگرخون و نورالدین زازا به کردستان سوریه برگشتند و در سال 1932 میلادی «مکتب دمشق» را پایه ریزی کردند. پیرمرد، بختیار زیور، رفیق حلمی، امین زکی بک و ... به کردستان عراق بازگشتند. عبدالله جودت و ژنرال شریف پاشا و ... به اروپا مهاجرت کردند که در واقع در سال‌های بعد، نقش مهمی در ایجاد ارتباط میان شاعران کرد و شاعران غرب ایفا کردند.

بعدها عبدالله گوران، رشید نجیب کامران بدرخان، قدریجان و ع. رحمی هکاری نیز به اروپا مهاجرت کردند و ضمن آشنایی با زبان انگلیسی، فرانسوی و آلمانی تحت تأثیر شعر متحول شده‌ی غرب قرار گرفتند و نوع نگرش و رویکردشان در شعر کردی متحول شد. آنان با تأثیر پذیری مثبت از شعر غرب، نقش مؤثرتری در تحولات شعر کردی داشتند. با بررسی مطبوعات آن سال‌ها و نیز کتاب‌های منتشر شده در حوزة شعر، به راحتی می‌توان در مورد نوع فعالیت و میزان تأثیر گذاری شاعران جدی بر جریان نوگرایی شعر کرد قضاوت کرد. برای مثال، رشید نجیب ، عبدالرحمان بگی نفوس، مصطفی شوقی و مامند کرکوکی، حضور کم رنگ‌تری در مطبوعات داشتند و نوگرایی آنان تنها شامل استفاده از مضامین تازه و نگاه تازه‌شان بود.

و یا شعرای همچون دلدار، اسیری، فایق بیکس و جگر خون با همه‌ی سعی و تلاششان نتوانستند در اجرای فرم و تکنیک‌های تازه شعری موفق عمل کنند. اما شاعرانی چون عبدالله گوران، شیخ نوری صالح، پیرمرد، ع. رحمی هکاری، کامران بدرخان و قدریجان، فعالتر و تأثیر گذارتر از دیگر شاعران گروه خود نشان دادند. و بالاخره از این میان ، عبدالله گوران بود که همزمان با نیما یوشیج و متأثر از جریان شعری فجر آتی و شعر غرب تحول بزرگی در شعر نو کرد به وجود آورد. اگرچه می‌توان رویکرد شعری نیما و گوران را مشابه دانست اما مؤلفه‌ها و گزاره‌های ادبی که مورد حمله قرار داده بودند کاملاً متفاوت بود. از آنجا که زبان کردی دارای گویش‌های مختلفی است، با نوعی تقسیم بندی جغرافیایی، راحت‌تر می‌توانیم شعر پیشگامان شعر نو کردی را رازیابی کنیم.

 شاعران پیشگام جریان نوگرایی شعر کرد را می‌توان به پنج گروه تقسیم کرد: 1- گروه نشریه «ژین» استامبول 1919 میلادی 2- گروه شاعران سلیمانیه و کرکوک 1920 میلادی 3- گروه شاعران ارمنستان 1925 میلادی 4- گروه شاعران مکتب دمشق 1932 میلادی 5- گروه شاعران مکریان ایران 1943 میلادی * * * با توجه به آنچه پیرامون پیشینه نو گرایی شعر کرد گفته آمد، متوجه می‌شویم که مهمترین عامل برای به وجود آمدن بروز خلاقیت و نوآوری در شعر کرد، داشتن بستر فرهنگی مناسب و ایجاد ارتباط میان فعالان ادبی در این بستر بوده است. شاید دلیل اینکه نوگرایی در شعر کردی منطقه کرمانشاه این همه دیر و با تأخیر به وقوع پیوست، عدم وجود بستر فرهنگی مناسب بود، بستری که در آن نشریات مختلف ادبی، انتشار کتاب و نقد آثار منتشر شده و ... می‌توانست یک شوک به جریان شعر کردی کرمانشاه وارد کند.

 به هر صورت این اتفاق هرچند با تأخیر در دهه‌های اخیر روی داده و می‌بایست آنرا به فال نیک گرفت. در دو دهه‌ی اخیر نشریات محلی استان، فضایی هر چند اندک به شعر کردی اختصاص داده‌اند و از همه‌مهمتر، سایت بلوط به عنوان پایگاهی ثابت و کامل، هیجانی نشاط آور به شعر کردی کرمانشاه بخشیده است و ارتباط میان شاعران گویش‌های مختلف در کرمانشاه، بستر فرهنگی مناسبی به وجود آورده است. اگرچه جای خالی برگزاری جشنواره‌های ادبی و اختصاص جایزه‌ای به شعر، کاملاً محسوس است اما همین بستر فرهنگی محدود چنان انگیزه‌ای به شاعران کرمانشاهی بخشیده که خوشبختانه، هر روز شاهد انتشار کتابهای متعددی از سوی آنان هستیم، کتابهایی که بی شک تاریخ ادبیات کرمانشاه را رقم می‌زنند. در یکی دو هفتة گذشته چند مجموعه شعر با گرایشات نوجوانه از سوی شاعرانی چون: علی الفتی، مسعود قنبری و جلیل آهنگر نژاد منتشر شده که باعث خرسندی اهالی هنر و ادب است.

 نکتة قابل توجه آن است هر کدام از این کتابها دارایی فضایی متفاوت از دیگری است و هر کدام سعی در تجربه‌ای تازه در شعر کردی دارند. در این مجال مروری خواهیم داشت بر مجموعه شعر «ته‌‌م» سروده‌ی جلیل آهنگر نژاد: مجموعه شعر «ته‌م» همان طور که از نامش پیداست، برای جلیل آهنگر نژاد، عبور از فضای مه آلود شک و تردید و حرکت به سوی تجربه‌های تازه شعری است.

جلیل آهنگرنژاد از آن جمله شاعرانی است که اهل ریسک و خطر کردن نیست و همیشه با صبوری و تأمل دست به تجربه‌های تازه می‌زند. شاید او نیز چون من بر این باور است که اگر قرار است فضایی را که سالها مخاطب شعر کردی با آن انس گرفته کنار بگذاریم، باید حتماً فضایی مناسب جایگزین آن کنیم؛ فضای شعری که هم رنگ و بوی بومی دارد و هم عطر تازگی از آن به مشام می‌رسد. پس برای کنار زدن آن غبار مه آلود شک و تردید، آهنگرنژاد ناچار است کمی هم در این مه یا «ته م» پرسه بزند.

مجموعه شعر «ته‌م» از دو بخش و دو فضای متفاوت شعری تشکیل شده است. در بخش اول با هفت روایت کلی و ازلی مواجه‌ایم که بدون تقطیع و به صورت نثر در فرمی یکسان نوشته شده‌اند؛ فرمی که بی شباهت به روایت‌های متون مقدس و حکایت‌های ادبیات کلاسیک نیست. اما باید اعتراف کرد که یک فرم تازه در ادبیات کردی محسوب می‌شود و تجربه‌ای است که بی شک جلیل آهنگر نژاد در کارهای بعدی خویش در اجراهای دیگری آن سود خواهد جست. فرم این هفت روایت به صورت «یه کیک‌هات و‌ه‌ت : .... [ئیمه نه‌ژنه فتیم]» یا «یکی آمد و گفت: .... [ما نشنیدیم]» اجرا شده است. و در دل نقطه‌چین‌های هر کدام از این هفت روایت، روایتی گفته آمده که با دیگری تفاوت دارد.

اما همة آنها با لحنی نوستالژیک روایت شده‌اند، لحنی حسرت بار از کودکی و گذشته. و این روایت‌های نوستالژیک ادامه می‌یابند تا انتهای کتاب، تا اینکه مخاطب با هشتیمن روایت غافلگیر می‌شود: «یه‌کی چی و وه‌ت ... [ئیمه ئه‌ژنه فتیم]» یا «یکی رفت و گفت ... [ما شنیدیم]» روایت هشتم نیز با همان فرم اجرا شده است، اما مضمون آن کاملاً متضاد با هفت روایت دیگر است و همین تضاد مخاطب را غافلگیر می‌کند. اینکه مضامین روایت‌ها چیست و چه می‌توانست باشد و یا چه رابطة طولی بین روایت‌هاست، برای من مخاطب فرقی نمی‌کند، برای من همان غافلگیری روایت هشتم لذت بخش است. اما اینکه چرا روایت هشتم در ادامة روایت هفتم قرار نگرفته و در پایان کتاب و پس از بخش شعرهای موزون جای گرفته، جای سوال است!

در کل فرمی که آهنگر نژاد برای اجرای این هشت روایت انتخاب کرده است، فرمی تازه و زیباست که قابلیت اجرا در فضای ادبیات داستانی را نیز دارد و بعید هم نیست که آهنگرنژاد در این کارها قصد داشته باشد شعر و داستان را تلفیق کند و نوعی متن «مینی‌مال» کردی ارایه دهد. به هر حال تلاش او ارزنده و قابل تقدیر است.



نویسنده : جلیل آهنگرنژاد ; ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢۱
واژه کلیدی :ته‌م